تبليغاتX
فیزیولوژی ورزشی با دکتر کاوه خبیریٍ

فیزیولوژی ورزشی با دکتر کاوه خبیریٍ

آخرین دستاوردهای پژوهشی، فلسفی و علمی

فصل هفتم سازگاري‌هاي متابوليك با ورزش

فصل هفتم

سازگاري‌هاي متابوليك با ورزش

1-    سازگاري‌هاي با تمرينات هوازي: شامل ، سازگاري‌هاي عضلاني و سازگاري‌هاي مؤثر در منابع انرژي است.

a.   سازگاري‌هاي عضلاني : در نوع تار ، فراهمي مويرگي ، مقدار ذخيره ميوگلوبين، عملكرد ميتوكندري و آنزيم‌هاي اكسايشي رخ مي‌دهد.

                               i.   وابسته به تارهاي كند انقباض است و در مقايسه با تارهاي تند انقباض ، 7 تا 22 درصد بزرگتر مي‌شوند؛ ضمنا در تمرينات دراز مدت انواع  تارهايb    ويژگي اكسايشي بالايي مثل تارهاي نوع a    پيدا مي‌نمايند.

                              ii.   فراهمي مويرگي: تمرينات هوازي موجب افزايش تعداد مويرگهاي هر تار عضلاني و هم موجب افزايش تعداد مويرگها در سطح  مقطع عضله مي‌شود.

                                                          iii.      تغيير ذخاير ميوگلوبين:ذخاير ميوگلوبين را 75 تا 80 درصد افزايش مي‌دهد.

                             iv.   عملكرد ميتوكندري: اندازه و تعداد ميتوكندري در عضلات اسكلتي بيشتر مي‌شود و امكان متابوليسم  اكسايشي آن زيادتر مي‌شود.

                              v.   آنزيم‌هاي اكسايشي: موجب افزايش فعاليت  آنزيم‌ SDH (سوكسينات دهيدروژناز) زياد مي‌شود اما مقدار VO2max بيشتر نمي‌شود زيرا ظرفيت حمل اكسيژن توسط دستگاه گردش خون چندان تغيير نمي‌كند.ضمنا آنزيم سيترات سنتاز هم كه در توليد اكسايشي ATP   نقش زيادي دارد بيشتر مي‌شود.

b.   سازگاري‌هاي مؤثر در منابع انرژي :  افزايش متابوليسم هوازي ، نياز به ذخاير گليكوژن و چربي را افزايش مي‌دهد؛ لذا وقتي روند مصرف گليكوژن از نظر مقدار و تناوب دوره‌هاي مصرف افزايش يابد ، در شرايط بازيافت مقدار ذخيره آن افزايش مي‌يابد( رژيم غذايي بسيار اهميت دارد ) .چربي عضلات نيز به شكل  TG  ( تري‌گليسيريد )  در واكوئل‌هاي مجاور ميتوكندري‌ها  افزايش مي‌يابد. آنزيم‌هايي كه در اكسيداسيون چربي‌ها ( بتا اكسيداسيون اسيدهاي چرب ) دخالت دارند نيز افزايش مي‌يابد. سرعت انتقال اسيدهاي چرب آزاد (FFA   ) هم  بيشتر مي‌شود.

c.   تمرينات دستگاه هوازي: شاخصVO2max  نشاندهنده ظرفيت بيشينه مصرف اكسيژن در كل بدن است ؛ اما Qo2  حداكثر ظرفيت تنفسي در عضله را نشان مي‌دهد، ورزشكاراني كه در طول هفته حدود 1500 تا 2500 كيلوكالري انرژي مصرف مي‌كنند مقدار Qo2  حدود 7/2 ليتر در ساعت بازاي هر گرم عضله است در صورتيكه در افراد كم تحرك مي‌تواند به عدد 5/1 نزديك شود.حجم تمرين و شدت تمرين بسيار حائز اهميت است.

                               i.   حجم تمرين : بهبود ظرفيت هوازي تا حد زيادي بستگي به مقدار كالري مصرفي در هر جلسه تمرين و مقدار كار انجام شده در طول هفته‌هاي  تمرين دارد ، برخي از صاحبنظران معتقدند كه افزايش كالري مصرفي بسيار اهميت دارد حتي با افزايش جلسات ورزش روزانه سعي در ايجاد اين شرايط دارند اما هنوز نمي‌توان با قاطعيت فراوان اظهار نظر كرد.

                              ii.   شدت تمرينات : عامل مهمي مثل حجم تمرينات است ، تغيير  در مدت و سرعت تمرينات بر ميزان شدت آن تاثير دارد و بر اين ديدگاه تمرينات را مي‌توان به دو نوع الف) تمرينات تناوبي و ب) تمرينات تداومي تقسيم كرد.

1.   تمرين تناوبي ، با سرعت زياد انجام مي‌شود و لاكتات زيادي در بدن توليد مي‌كند، اما اين نوع تمرين‌ها مي‌تواند بصورت هوازي هم انجام شود، در اين تمرينات ، فعاليتهاي كوتاه مدت در حدود 30 ثانيه تا 5 دقيقه با شدتي كمتر از مقدار اجراي فعاليت در مسابقه انجام مي‌شود و زمان استراحت در بين تكرار ها حدود 5 تا 15 ثانيه است.

2.    تمرينات تداومي: فوايد هوازي عضلاني حاصل از تمرين تناوبي و تداومي تقريبا يكسان است ، بنابر اين انتخاب نوع تمرينات كمي سليقه‌اي است و بستگي به تشخيص مربي دارد.

جدول بازنگري در صفحه 180 كتاب فيزيولوژي ورزش و فعاليت بدني ( جلد اول )

 

2-   سازگاري با تمرينات بي‌هوازي : دو سيستم توليد انرژي در آن اهميت دارند  كه شامل ( ATP-Pcr ) و بخش بي‌هوازي گليكوليز است. فعاليتهاي زير 6 ثانيه بيشترين وابستگي را به اين سيستم دارند ، آنزيم‌هاي مهم در اين سيستم عبارت از كراتين فسفوكيناز ( CPK   ) و ميوكيناز ( MK  ) و با تمرينات 30 ثانيه‌اي افزايش مي‌يابد و ارتقاي توانمندي در اين سيستم مي‌تواند خستگي را به تعويق بياندازد. براي ايجاد سازگاري مطلوب در دستگاه گليكوليتيك تمرينات مقطع و 30 ثانيه‌اي مناسب است ؛ آنزيم‌هاي تعيين كننده در اين فرآيند شامل فسفوريلاز، فسفوفروكتوكيناز ( PFK   ) و لاكتات دهيدروژناز است مي‌توان فعاليت اين آنزيم‌ها را تا 25 درصد افزايش داد. تمرينات بي‌هوازي تاثيري بر آنزيم‌هاي اكسايشي ندارد .

3-  ساير سازگاري‌ها با تمرينات بي‌هوازي: سه تغيير اساسي ايجاد مي‌كند كه عبارتند از:   الف) كارآيي حركت يا   (Output Power    ) ، انرژي زايي هوازي يا ( Aerobic Energetic  ) و ظرفيت تامپوني ( Buffering Capacity  ) هستند.

a.   كارآيي حركت يا   (Output Power   ) ، موجب بهبود تمرينات سرعتي ، مهارت و هماهنگي در شدتهاي بالا مي‌شود.

b.   انرژي زايي هوازي يا (Aerobic Energetic   ) ؛در  تمرينات بي‌هوازي بخشي از انرژي مورد نياز آن از طريق سيستم هوازي تامين مي‌شود.

c.     ظرفيت تامپوني ( Buffering Capacity  ) : تمرين بي‌هوازي ظرفيت تحمل عضله را در برابر  انباشتگي بيشتر اسيد در عضله افزايش مي‌دهد زيرا عوامل تامپوني عضلات كه عبارت از بيكربنات و فسفات‌هاي عضله هستند ، با يون هيدروژن تركيب شده و حالت اسيدي تار عضلاني را كاهش مي‌دهد.

4-  بررسي تغييرات ناشي از تمرين : سازگاري‌هاي عضلاني فوري  صورت نمي‌گيرد، ضمنا بايد براي بررسي پيشرفت از شاخص‌هاي مناسب استفاده نمود.مثلا براي بررسي سازگاري‌هاي قلبي عروقي تنفسي در نتيجه تمرين مي‌توان از شاخص VO2max  استفاده كرد. تمرين بي‌هوازي موجب بهبود اجراي بي‌هوازي مي‌شود كه بيشتر بدليل افزايش قدرت است تا تغيير در سيستم انرژي بي‌هوازي ؛ غلظت لاكتات خون پس از شنا كردن يا دويدن با سرعت ثابت ، وسيله‌اي عالي براي بررسي تغييرات فيزيولوژيك ناشي از تمرين است. هرچقدر بيشتر تمرين كنيد غلظت لاكتات خون براي ميزان كار مشابه اي كمتر مي‌شود.

+ نوشته شده در  ساعت 11:30  توسط دکتر کاوه خبیری Dr.Kaveh Khabiri   | 

فیزیولوژی ورزشی 2

به نام يگانه هستي بخش

10 نكته  مقدماتي (  A  ) فیزیولوژی ورزشی ۲ 

1-    انرژي داخل عضلات: الف- فوري ( كمتر از 10 ثانيه)، ب- كوتاه مدت ، ج- دراز مدت ( بالاي 5 دقيقه ) .

2-  انرژي فوري: الف- فعاليت‌هاي پرتوان (   High Power ) ب- تواني استقامتي  ( Power – Endurance  ) به انرژي فوري نياز دارند (  ATP  كه از طريق واكنش‌هاي تك آنزيمي توليد مي‌شود) .

3-  آنزيمهاي انرژي فوري : الف-  CpK يا كراتين فسفات كيناز كه توليد ATP   از ADP   وCp   را موجب مي‌شود. ب- Ac  كه از تركيب 2 مول ADP   يك مول ATP   و يك مول AMP   توليد مي‌كند كه AMP  محرك گليكوژنوليز و گليكوليز است.

4-  منابع انرژي كوتاه مدت : عموما براي فاليت‌هاي بين 30 ثانيه تا 2 دقيقه ، تامين كننده انرژي هستند. و بخش بي‌هوازي گليكوليز را شامل مي‌شود.

5-    سرنوشت پيروات :سه راه دارد ؛ 1- تبديل شدن به آلانين 2- تبديل شدن به لاكتات 3- تبديل شدن به استيل ‌كوآنزيم آ.

6-    لاكتات: يك منبع سوختي است و در فرآيند بي‌هوازي گليكوليز توليد مي‌شود و تشكيل آن وابسته به حضور NAD   است.

7-  استيل كو آ :  از ويتامين خاصي به نام اسيد پانتوتنيك ، ماده‌اي بنام « كوآ » يا كوآنزيم آ توليد مي‌شود و بعد از شكسته شدن پيروات  در ميتوكندري ( توسط آنزيم دهيدروژناز) ، يك مولكول استيل توليد مي‌شود و به «كوآ» متصل مي‌گردد. اين ماده حد واسط منبع انرژي اكسيداتيو و غير اكسيداتيو قرار دارد.

8-  آلانين : اسيد آمينه است و چون بخشي از پيروات به آن تبديل مي‌شود لذا توليد اسيدلاكتيك كمتر خواهد شد. آلانين مي‌تواند دوباره به پيروات تبديل شود.

9-    آلانين توليد شده مي‌تواند در فرآيند گلوكونئوژنز  تبديل به گلوكز  شده و انرژي توليد نمايد.

10-انرژي دراز مدت : متابوليسم همراه با اكسيژن است و در ميتوكندري صورت مي‌گيرد.  

+ نوشته شده در  ساعت 10:8  توسط دکتر کاوه خبیری Dr.Kaveh Khabiri   |